خرید بک لینک

قرآن كريم كه «هُديً لِلنّاسِ»[1] و «هُديً لِلمُتَّقينَ»[2] است، براي هدايت انسان به سوي الله بر پيامبر خاتم(ص) نازل شد و دستور «تعليم حكمت، كتاب و تزكيۀ مردم»[3] را به آن حضرت ابلاغ نمود. سيرۀ رسول خدا(ص) و اهل بيت(ع) آن حضرت، بهترين منابع و مآخذي است كه بشر با اطمينان كامل از صحّت و اتقان مفاهيم و آموزه­هاي هدايت­گرانۀ آن بتواند بهترين مايۀ تمسّك و عمل قرار دهد. بدين جهت در اين تحقيق تلاش شده علاوه بر بررسي واژه­هاي ادب و اخلاق از حيث لغت، و بيان نسبت آن­ها، با بهره­گيري از اين دو ميراث گران­بها، ادب مطلوب خداوند استخراج، و عرضه شود.

                                                                                                                            

ادب در آموزه­هاي ديني

کليد واژه­ها: ادب، اخلاق، دين، قرآن، سنّت. 

 

مقدمه

ادب واژه­اي است عربي به معناي خواندن و به همين جهت، عرب به کسي که مردم را براي اطعام دعوت مي‎کند «آدِبٌ» گويد. ابن منظور مي­گويد: «اصل "اَدب" دعا و خواندن است، و ادب گفته شده، به خاطر اينكه مردم را به سوي خوبي­ها مي­خواند و از بدي­ها نهي مي­كند»[4]. علامه دهخدا در تعريف ادب مي­گويد: «ادب عبارت است از هر رياضت ستوده که به واسطۀ آن انسان به فضيلتي آراسته مي­گردد»[5]، و مرحوم علامه  طباطبائي معتقد است «ادب، ظرافت در عمل است»[6]. بنابراين عمل انسان وقتي ظريف و زيبا جلوه مي­کند که اولاً: از نظر شرع مقدّس اسلام منع نشده باشد، ثانياً: با اختيار انجام گيرد.

ظرافت و زيبائي عمل ممكن است نزد افكار و انديشه­هاي جوامع مختلف بشري متفاوت باشد. ممكن است شکل انجام عملي در جامعه­اي زيبا و پسنديده باشد ولي در جامعۀ ديگر منفور و مذموم. علّت اين اختلاف آن است كه فطرت بشر از ابتدا تا انتها بر يك منوال آفريده شده ‎است و غرض از حيات نيز يك چيز بيشتر نيست و آن عبادت و معرفت معبود، و زيبائي در غرض حيات لحاظ شده و در اصل آن بين جوامع مختلف، اختلافي نيست اما در مصاديق آن به لحاظ آموزه­هاي جنبي جامعه اختلافاتي حاصل مي­شود كه اين اختلافات گاهي به حسب اختلاف اقوام، امت­ها‌، ملّت­ها، اديان و مذاهب و حتّي ممكن است در جوامع كوچك­تري مثل شهرها و روستاها نيز بروز كند. بنابراين ممكن است بعضي از آداب و رسوم در جامعه­اي پسنديده باشد در حالي كه در جامعۀ ديگر جزء اعمال شنيع و مذموم باشد مثلاً آداب برخورد و ملاقات در اسلام به گفتن سلام و تحيه است در حالي كه در جوامع اروپائي، به برداشتن كلاه و در جوامع شرقي مثل چين و ژاپن به بالا گرفتن لباس، سجده كردن و نشستن به صورت نيم­خيز و... مي­باشد.

نکته­اي که در پايان اين مقدمه لازم است بيان شود آن است که، ادب با اخلاق متفاوت است، زيرا «اخلاق از خلق به ملکه نفساني گفته مي­شود که از آن کارها به سهولت و آساني صادر گردد و با تکرار تمرين و ممارست و مداومت اين ويژگي در نفس ملکه شود»[7] بنابراين اخلاق از ملکات راسخه در روح است و در حقيقت، صفتي از اوصاف روح انسان است، در حالي که ادب مربوط به اعضا و جوارح آدمي، و صفت اعمالي   است که از اعضا و جوارح انسان مثل، چشم و گوش و دست و پا نشأت مي­گيرد. براين اساس ادب، هيئت زيباي انجام اعمال است که همگي ناشي از اخلاق راسخه در روح آدمي است. از اين رو مي­توان نتيجه گرفت که، رابطۀ بين ادب و اخلاق، رابطۀ علي و معلولي است و ادب معلول اخلاق است.            

 

 ادب در روايات رسول خدا(ص) و ائمۀ هدي(ع):

واژۀ ادب در جوامع روائي شيعه و سنّي فراوان به كار رفته است و بسياري از موارد به اصول رفتاري
 و بعضاً‌ به اصول اخلاقي اشاره دارد. ورود به مبحث ادب در روايات، مستلزم تتبع فراوان در آن­ها است، از اين رو براي آگاهي از وسعت دامنۀ آن و براي اطلاع بيشتر از مباحث كاربردي، مفيد و ضروري ادب بايد به كتب شريف، بحارالانوار (ج16)، غررالحكم (ج 1و2)، تحف العقول، نهج­السعاده (ج2)، كافي (ج8)، مستدرك الوسائل (ج12)، كنزالعمال، شرح ابن ابي الحديد (ج16) و نهج­البلاغه امام علي(ع)، مراجعه نمود و از سرچشمۀ زلال معارف بلند اهل بيت(ع) بهرۀ كافي را برد. از اين­رو به منظور تنوير افکار خوانندگان عزيز، تنها به جستارهايي از ادب در روايات اسلامي به طور خلاصه اشاره مي­شود.  

1ـ جايگاه ادب:

حضرت امام علي(ع) ادب را به مواردي از احکام خود چنين تعريف مي­نمايند:

 الف: ادب، كمال آدمي است.[8]

ب: ادب بهترين خوي است.[9]

ج: بهترين شرافت، ادب است.[10]

د: ادب نيكوترين همنشين، بهترين ميراث براي فرزندان، بهترين پشتيبان و همنشين براي انسان خواهد بود. در اين گروه از روايات، امام علي(ع) ادب را تعريف به صفت نموده‎اند، بر اين اساس تعبير ادب به خوي بهتر، منظور همان عملي است که باعث ملکه «خُلق و خوي نيکو» مي­گردد.

 2ـ عقل و ادب:

جايگاه ادب در بيان نوراني مولا علي(ع) عقل شمرده شده و فرموده­اند: «هر چيزي محتاج عقل است و عقل محتاج ادب است». از اين روايت نوراني حضرت امير(ع) استفاده مي‎شود که امور عقلي در بروز و ظهور خود محتاج ظرفي است که به آن ادب گفته مي‎شود. همچنين فرمودند: «ادب نيكو، زيور عقل و خرد است»[11]، امام حسين(ع) در يك روايت نوراني مي­فرمايند: «كسي كه عقل ندارد، ادب نيز نخواهد داشت».[12]

3ـ دستآوردهاي ادب:

از روايات نوراني ائمه(ع) معلوم مي­شود كه: «ادب نيكو سبب تزكيۀ اخلاق مي­شود و هر كه دلدادۀ ادب باشد، بدي­هايش كم شود».[13] ادب باعث رسيدن انسان­ها به کمال مي‎شود[14] و موجب سامان يافتن آدمي و قوام و استواريش در امور مي­گردد[15]. در بعضي از روايات، از وجود مقدّس امام علي(ع) آمده است که: «اي مؤمن! اين دانش و ادب جان بهاي توست، پس در فراگرفتن آن دو، کوشا باش که هر چه بر دانش و ادب افزوده شود، قدر و ارزشت فزوني گيرد».[16] بنابر اين قدر و منزلت و ارزش وجودي هر انساني به ميزان رعايت ادب در رفتار و عمل اوست. هرچه در برخوردهاي اجتماعي، خانوادگي خود، نسبت به همنوعان، چه فرادست و چه فرو دست خود باشند، مؤدبانه­تر و با ظرافت بيشتر رفتار کند، قدر و منزلتش بالاتر خواهد رفت و متقابلاً هرچه از ميزان رعايت ادب بکاهد، از قدر و منزلتش کاسته مي‎شود. هرکس ادبش فزوني شود، بدي­هايش کم شود[17]، و مايۀ درستي و اصلاح خرد شود.

4ـ بهترين ادب:

امام علي(ع): «بهترين ادب آن است كه انسان در حد و مرز خود بماند و از اندازۀ خود تجاوز نكند». «خويشتن­داري به هنگام خواهش و ترس، از بهترين ادب­هاست». امام علي(ع) همچنين فرمودند: «بهترين ادب آن است که تو را از نارواها باز دارد»، برگزيدن راستي و دوري از دروغ، زيباترين و برترين ادب است و خويشتن­داري به هنگام خواهش و ترس، از بهترين ادب­ها است.[18]

برچسب: نویسنده: کسری خوشنام تاريخ: سه شنبه 24 شهريور 1405 ساعت: 12:45

صفحه بندی